لبخندی که در چهره ام می بینی

معنایش این نیست که زندگی ام بی نقص است

بلکه قدردان داده های خدای مهربانم هستم



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٢٧ | ٩:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
میلاد حضرت صدیقه، تولد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه، تولد دخت گرامی نبی، تولد ریحانه النبی س، تولد زوج العلی، میلاد بانوی دو عالم

 

        اى بهـــشت قرب احـمد فــاطـمه                         لیـلـة الـقدر مــحمد فــاطـمه
       کـــاروان دل روان در کــوى تــو                    قبــله جـان مـحـمد روى تــو
       از شـب میــلاد تــا آخـــر نـفـس                         مصطفى یک دست را بوسید و بس
         آن هم اى دست خدا دست تو بود                        اى بر آن لب‏ها و دست تــو درود
       آن که خاک مقدمش جـــان هـمه                    گفت جان من فـداى فـاطــمه 
       اى که در تصـــویر انسان زیسـتى                    کیستى تـو کیستى تـو کیستى؟
       مدح تو کى با سخن کامل شـود؟!                     وحــى بـاید بر قــلـم نـازل شــود
       گر چه عـمرى در پناهت زیستـم                     آن که بشناسد تـو را من نیستـم

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٢۱ | ٥:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

طبیعت جذاب، طبیعت دیدنی، مناظر دیدنی ایتالیا، تصویر زیبای ایتالیا

 

ماهی های زیبا، ماهی های رنگارنگ، ماهی های جذاب، ماهی دریا، ماهی اقیانوس، عکس ماهی، تصویر ماهی

 

طبیعت بنفش، طبیعت زیبا، عکس منظره زیبا دیدنی



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/۱٠ | ٢:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

بک یا قاضی

و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل

یکی از اون گناه هایی که آدم ها رو هم توی این دنیا می سوزونه، هم اون دنیا و تو ما هم معمولا شایعه، قضاوته. مقام قضا خیلی سخته اما ما چقدر راحت در مورد آدم ها قضاوت می کنیم!

در قضاوت همیشه حق الناس مطرحه و می دونیم خدا به هیچ وجه از حق الناس نمی گذره. عبادت ثقلین رو ببریم توی اون دنیا، فقط یک نفر جلومون رو بگیره نگهمون می دارن. خدا می گه باید اون رو راضی کنی تا بتونی عبور کنی.

یه مشکل دیگه ای که قضاوت داره اینه که توی این عالم خیلی فوری به خودمون بر می گرده. قضاوت نکنیم تا در موردمون قضاوت نکنند. و توی قضاوت عادلانه رفتار کنیم تا اگر مشکلی برامون پیش اومد و دیگران خواستند در موردمون قضاوت کنند، عادلانه قضاوت کنند.

                        

دوستان امسال بیایم تصمیم بگیریم یه مقدار توی قضاوت هامون دست به عصاتر راه بریم؛ یه مقدار مراقب تر، مواظب تر باشیم.

خیلی راحت نسبت به همدیگه قضاوت نکنیم... نسبت به جریانات قضاوت نکنیم... نسبت به خدا قضاوت نکنیم.



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/۱٠ | ٧:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

یا علی جان

اولین ماه سالم رو متبرک می کنم به   سلام بر شما

سلام یا امیرالمومنین

سلام ای نبا عظیم

سلام جایگاه راز و گنجینه علم خدا

سلام ...

یا علی جان، دوست می دارمت به بانگ بلند، چند اهسته و نهان گفتن

شعر عنوان از مرحوم فواد کرمانی

سلامها از زیارت حضرت علی علیه السلام



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/۱٠ | ٥:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

شرح اشتیاق با تقدیم یک بیت شعر به امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) قلب

 

احساس می کنم که نباشی بهار نیست

شعری میان دفتر این روزگار نیست 

 

خداحافظ ای بانوی بی نشانه...

 

                              گـر دست رسـد در خَـم گیسوی تـو بازم

                            چون گـوی چه سرها که به چـوگان تو بازم

 

 

هوای این دل دیوانه گرفته بوی گل نرگس..

 

در عاشقانه های خود همدیگر را سهیم کنیملبخند



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٧ | ۱:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

بک یا نور

چه کورند این مردمان و چه فراموش کارند این آدمیان!

آیا به یاد ندارند فرموده رسول الله را درباره تو: فاطمه پاره تن من است هر کس او را به خشم آوردمرا خشمگین ساخته و هر کس مرا خشمگین کند مورد غضب خداوند است...

و تو ای فاطمه تاریخ را گواه گرفتی که برآنان خشمگین شدی، برآنان که چشمها و گوشها را بستند و زبان به حقیقت نگشودند، بر آنان که حق را از جایگاهش خارج ساختند و عهد خداوند راشکستند ...

وجدان بیدار تاریخ تا ابد چشم برتو دارد، اندوه آن در سوخته تا همیشه بر جان دنیا آتش خواهد زد، راز مگوی آن کوچه هرگز از ذهن تاریخ پاک نخواهد شد!

و قبر پنهانت گواه است بر غربت تو و غربت اهل بیت تو ...

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٤ | ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

شعر علی فانی، نداری به کویت زمن بی نواتر، ندیدم کریمی به طاهایی تو

نداری گدایی به رسوایی من
ندیدم نگاری به زیبایی تو

نداری اسیری به شیدایی من
ندیدم کسی را به آقایی تو

برگرفته از متن چشم امید (علی فانی)



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٤ | ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

آنچنان زار بگریم به بیابان غمت

که به یک قطره اشکم نرسد دریایی



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱۳ | ٧:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٠ | ٩:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

(ادامه از مطلب قبل)

مولا جان! وقتی ذهنم مرتب شد، شاید برایش وسایل و لباس نو بخرم؛
محبت‌های نو؛
خدمت‌های نو، کارهای خیری که تا به حال نکرده‌ام؛

شاید صحبت جدیدی که پیش از این با خداوندم نکرده بودم؛
مناجاتی که تا به حال از آن محروم بوده‌ام؛
توجه و ذکری که پروازم دهد؛
کمکی به کسی که امیدی دارد به دست من؛
نشر دانشی که به کار دیگران آید؛
نشاندن لبخندی بر صورت‌های اهل خانه؛
روشن کردن امیدی در دل افسرده ای...
نمی دانم... هر چه برای ذهنم و فکرم نو است و جانی دوباره به آن می بخشد...

راستی هدیه‌ای هم باید برای شما آماده کنم، هدیه‌ای از جنس نور... چه خوبه که هدیه دادن به شما برای همه اهل زمین ممکنه، برای فقیر و غنی، مرد و زن، کوچک و بزرگ،‌
یه هدیه‌ای که شما هم راغب باشید از من بگیرید!

چی برای شما آماده کنم مولا؟ نمی دونم...

اگر ذهنم، فکرم، قلبم تمیز بشه؛ نو بشه؛ به اندازه سر سوزنی همرنگ شما می‌شم. و اونوقت میام به دیدن شما، یا شاید حتی شما سری بزنید به قلب من! هدیه ام را بگیرید و به من عیدی بدید! اونوقت شاید روحم و جانم از شوق پر بکشه و سفری به آسمان‌ها بکنه، شاید عیدی شما بلیتی باشه برای سفرهای نرفته روحم؛ برای سرزمین‌هایی که راهش رو نمی شناختم، برای لبخند رضایت خداوند!



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۸ | ٩:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

مشغول خونه تکونی هستم. دو اتاق تو خانه داریم. اتاقی که خلوته و وسیله چندانی نداره رو سریع تمیز کردم؛ اما اتاق دیگه حسابی خستم کرده، به زحمت تمیز می‌شه. چند روزه که بهم ریختست و مرتب کردنش تموم نمیشه.
وقتی اتاق پر وسیله ست، دیگه نمی‌تونم به راحتی عنکبوت هایی که میرن و گوشه های دنج رو پر از تار می کنن پیدا کنم. دیگه نمیرسم همه گرد و خاک وسایل رو مدام تمیز کنم... دیر تمیز می‌شن، شاید هم هیچ‌وقت اونطور که می‌خوام تمیز نشن!
کتابخونه اتاق هم پر از کتاب شده، دیگه جا نداره کتاب های جدید رو داخلش بذارم.


تو این ماه اسفند، ذهن من هم مثل این اتاق دوم، پر از فکرها، احساسها، و دغدغه های مختلف شده. نمیرسم به همه اینها سروسامون بدم. گوشه های ذهنم رو پر کردن و من رو محروم کردن از حس های جدید، از دگرگونی، از افق های جدید.

مولاجان، برای سال نو خانه تکانی می کنن؛ لباس و وسایل جدید می خرن؛ به هم هدیه و عیدی میدن. همه‌جا دید و بازدید برقراره؛ شاید مسافرتی، گردشی هم به راه باشه

باید بشینم یک لیست از وسایلی که تو ذهنم هست، یک لیست از همون فکر ها و دغدغه‌ها، محبت‌ها و کینه‌ها، توقع‌ها و خدمت‌ها، آرزوهای دست یافتنی‌ها و نیافتنی، عهدهای بسته شده و ... تهیه‌کنم.
باید همه اینها رو لیست کنم، یک دستی به سروروشون بکشم.

دورریختنی ها را با نفسی عمیق بیرون بدم طوری که دیگه راه برگشت نداشته باشن، بسپرمشون به خداوند کریم که تبدیلشون کنه به حسنات انشاءالله


و موندنی ها رو جلا بدم، مرتب کنم، بچینم در ذهنم و اولویت بندی کنم اونطور که شما می پسندین.
...



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۸ | ٩:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

مولا جان یا حسین! از مجلس عزاتون یاد گرفتم تا به محرم سال دیگه  برسم، فقط یاد شما نگاهم، دلم، فکر وذکرم رو پر کرده باشه ...

حسین جان ای ارباب من! شما محتاج گریه من نیستین. من باید با گریه بر شما حسینی بشم، پاک زندگی کنم.

چشمی که برای شما یه بار  خیس خورد، خود به خود ارزشی رو پیدا می کنه که دیگه اون چشم هرصحنه ای رو زل نمی زنه و نگاه نمی کنه....

ای چشم من حیف نیست مشرک باشی، هم برای حسین علیه السلام گریه کنی هم به چیزای دیگه خیره بشی!



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢٩ | ٦:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

یاد شما که باشم، ریزه ریزه های زندگی هم رنگی می‌شود...

مادرم مشغول خانه تکانی اتاق بود. دیدم تعداد زیادی لباس و وسایل قدیمی را نگه داشته است. گفتم: اینها به چه دردی می خورند وقتی این همه سال ازشون استفاده نکردید؟ چرا اینها رو نگه می دارید؟ فقط کمد ها رو شلوغ می کنین... بدین یک نفر که احتیاج داره استفاده کنه...

یاد شما افتادم... می تونستم بگم: خدا قوت مامان، بیا کمکت کنم. چقدر همه جا تمیز و مرتب شده... راستی فلانی وسایل بلااستفاده رو جمع می کنه، اگر اینها هم استفاده نمیشن می خواین جمع کنیم بدیم به ایشون؟

 

کابینت های خونه رو تازه نصب کردیم. بعضی قسمت‌هاش به دلخواهم درست نشده، برای چندمین بار ایرادهاشو به مامانم اینا گفتم، و از کابینت کار انتقاد کردم...

یاد شما افتادم... می تونستم حالا که دیگه کار از کار گذشته، با خوش بینی و روحیه بگم: چقدر خوب و قشنگ شده کابینت ها، رنگش عالیه، جادار هم هست...

 

به یکی از بستگان زنگ زدم، احوال پرسی و صحبت های معمول... بعد از اینکه تلفن رو قطع کردم، یادم اومد که چند وقت پیش برای درد زانو بیمارستان بوده و من اصلا یادم رفت بپرسم بهتر شده یا نه...

 

خاله ام برام غذا و خوراکی آورده، اینقدر این کار رو تکرار کرده که دیگه مثل اوایل با ذوق ازش تشکر نمی کنم، انگار عادت کردم به محبتش...

 

همین فکر نکردن ها، همین کیلویی صحبت کردن ها، همین به یاد شما نبودن ها، همین‌ها زندگی ام را سیاه و سفید کرده است



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢٤ | ۳:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢۳ | ٦:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

sea, gif، دریای زیبا، امواج خروشان



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢۱ | ٦:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

دل من ماه یازدهم سال است. ماه یازدهمین ماه من؛ امام حسن عسکری علیه السلام

بیا این ماه یک کم صمیمی تر با حضرت صحبت کن. تو این بزرگ رو داری، این گنج ... انوقت افسرده ای؟!

ای دل پر از غصه‌ من، پر از گرفتاری، گرفتار دور و بری‌ها، مصائب زندگی، خانواده، کار، مشکلات اجتماعی و ... 

امام هادی علیه السلام در زیارت جامعه کبیره می فرمایند:

بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ ... بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکْشِفُ الضُّرَّ 

ای دل من تو هم بگو

بک یا حسن بن علی العسکری.. بک ینفس الهم.. بک یکشف ضری.. بک انشرح صدری



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱۱ | ۳:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

وفات حضرت معصومه، وفات کریمه اهل بیت، معصومه ای و جلوه از عصمت بتول در جان توست ز ایه تطهیر

امشب دل دیوانه آمد به شفاخانه

در پیش تو مهمانه یا حضرت معصومه



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ | ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

انتظار، امام زمان (عج)، در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز

 

وَ قُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ*

و بگو (هر کارى می‌خواهید) بکنید که به زودى خدا و پیامبر او و مؤمنان در کردار شما خواهند نگریست

شرمنده نگاه تو هستم...

 

 

 

*وَ قُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ (توبه، ۱۰۵)

و بگو [هر کارى می‌خواهید] بکنید که به زودى خدا و پیامبر او و مؤمنان در کردار شما خواهند نگریست و به زودى به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانیده می‌شوید پس شما را به آنچه انجام می‌دادید آگاه خواهد کرد



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ | ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

تولد امام عسکری، تولد امام عسگری،میلاد پدر امام زمان، امام حسن عسکری (صلوات الله علیه):  أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات  زیاد به یاد خدا باشید و بسیار به یاد مرگ باشید و فراوان تلاوت قرآن کنید و بر پیامبر (صلّی الله علیه وآله و سلّم) زیاد صلوات بفرستید. پس بی‏‌شک هر صلوات بر پیامبر ده حسنه محسوب می‌شود.

امام حسن عسکری (صلوات الله علیه):

أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات

زیاد به یاد خدا باشید و بسیار به یاد مرگ باشید و فراوان تلاوت قرآن کنید و بر پیامبر (صلّی الله علیه وآله و سلّم) زیاد صلوات بفرستید. پس بی‏‌شک هر صلوات بر پیامبر ده حسنه محسوب می‌شود.



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٩ | ۸:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

گاه گاهی کمی جنون دارم، من جنونی مدام می خواهم، سید حمید رضا برقعی، انتظار، امام زمان (عج)

شعر عنوان اقتباس از سروده علی اشتری



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۳ | ٩:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

prophet muhammad,پیامبر اکرم، پیامبر مهربانی، پیامبر اسلام؛ حضرت محمد، سیره پیامبر اکرم، سیره پیامبر مهربانی، سیره پیامبر اسلام؛ سیره حضرت محمد، برخورد حضرت محمد با دشمنان اسلام، رفتار پیامبر اسلام با دشمنان



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٦ | ۱:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

عمری به درد طی شد و درمان نخواستیم
از جان و دل، وصال به جانان نخواستیم

بی تو میان آتشِ اغیار سوختیم
افسوس بین شعله، گلستان نخواستیم

دنیا تمام حاجت ما بود جای یار
هر بار آمدیم، به جز نان نخواستیم

از معصیت کویرِ سراسر عطش شدیم
اما ز ابر لطف تو باران نخواستیم

ما زیرِ خطِ  فقرِ معارف نشسته‎ایم
یک‎بار معرفت ز کریمان نخواستیم

 

به برکت حبی که به شما دارم، مولا جان این هفته را مهربانتر خواهم بود



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٦ | ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

عکس کودک زیبا، عکس کودک خندان، عکس کودک خوشحال، عکس کودک  و بادکنکهای رنگی، شادی و بادکنک



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٢ | ۸:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()

فایده های بزرگ قهرمان غایب مال آدمهای بزرگ است. ما کوچکیم و او خیلی کم به درد کوچکها می خورد. برای ما او همین امیدک کودکانه تقسیم پول های توجیبی است. تساوی های ساده و اینکه دیگر خانه هایمان امن می شود. به خاطر دزدها و گداها ، خوشحالیم که می آید.

ما هیچ وقت به خاطر گره های کور حقیقت، گریه نکرده ایم که بفهمیم آمدنش به چه دردی می خورد. اما آدم بزرگ ها خوشحالند که می آید چون همه عمر از رشته های ناتمام و رها، از خلاء هایی که هیچ کس بلد نبوده پرش کند رنج برده اند. می گویند راه های میان بر بلد است.  قند تو دلشان آب می شود .

می گویند این خیلی خوب است که قبل از اینکه زمین درهم بپیچد و آسمان متلاشی شود، آدم تو همین زمین یک بار همه حقیقت هستی را می فهمد . قبل از اینکه دریاها شعله بکشند و کوه ها پنبه بشوند، یکی به انسان می گوید بابا این بازی چی بود؟ این همه سال چه خبر بود. حیف که ما از دغدغه های آنها چیزی سردر نمی آوریم. برای ما همین که عریضه هایمان را می شود برایش بندازیم تو چاه و منتظر بشویم مریض هایمان را شفا بدهد بس است. 

توی این سالها که نبوده کلی زحمت کشیدیم و یک راه حل حسابی کشف کردیم: عادت



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۱٢ | ۱:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.