برخی یاران امام مثل  حجاج بن مسروق، ادهم بن امیه، عامر بن مسلم، یزید بن ثبیط، عبدالله بن یزید، عبیدالله بن یزید، عامر بن مسلم، و سالم از بصره و کوفه به مکه آمدند و به خدمت امام رسیدند. این خود یک نشانه است...



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٩ | ۸:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٥ | ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

دیگر در حوالی کربلا هستیم کاروان پیش می رود و من از پشت آن روانم. نه تنها  امروز و نه فقط دراین زمان؛ که سالهاست من با کاروان همراهم، هرجا که یاران اتراق می کنند من کمی دورتر خیمه برپا می کنم و هر زمان آنان به راه می افتند من از پی شان ...فاصله من با آنان به اندازه حسرتی ست که بر دل دارم، هرچقدر افسوسم بیشتر فاصله ام کمتر و هرچقدر آهم جانگدازتر قربتم بیشتر.

 چه کسی می گوید زمان بین من و آنها فاصله انداخته! من به اندازه تمام قرنهای نبودنم به آنها انس دارم ... اگریاران یکبار انتخاب کردند و از پی او رفتند من هر سال  محرم که میشود  دلم سر به شیدایی می زند و مرا به خیمه گاه او می کشاند ...

آری دیگر در حوالی کربلا هستیم و من در خاک این زمین تفتیده بیتوته می کنم. در گوشه ای می نشینم و گوش به نجوای صحرا می دهم که روایتگر کربلاست. گاهی آرام آرام به کنار خیمه اصحاب می روم ....این باید صدای حبیب باشد که یاران را به فداکاری و ثبات قدم فرا می خواند. 

در گوشه ای دیگر نجوای بنی هاشم را می شنوم، دلهای پر اطمینانشان دلم را آرام می کند. انگار جلوه نام خدای اعلی را به تماشا نشسته ام....

دلم اما گاه و بیگاه پر می کشد به سوی خیمه او.. آنجا که صدای بال جبرائیل می آید و عطر نفس فرشتگان....همانجا که انبیا به طواف آمده اند . کمی نزدیک می روم لرزه بر اندامم می افتد می توانم صدای نیایشش را بشنوم . دلم مشتاق تر می شود .کمی نزدیکتر می شوم فقط چند گام دیگر ، به  اندازه ای که صوت قرآنش محیی دل مرده ام شود .... و همانجا در گوشه ای  می نشینم و صدایم را در میان اظهار نیاز انس و جن گم می کنم ،اهل زمین و آسمان آمده اند تا جانشان را قربانی او کنند و او اما دل به دل معشوق دارد ...

و من  همراه کاروان او می مانم تا همچون یارانش حسینی شوم و دنیا را حسینی کنم...



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٥ | ٩:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

عاشورا فقط برای سوختن نیست برای حرکت و به خدا رسیدن هم هست، هرموقعی به حسین (ع) به دیده استقلالی نگاه بشه نتیجه اش این میشه که چون گریه بدون معرفته، یک زمانی هم مثل حسینی بخوان ظهور کنن هیچ بُعدی نداره که ما هم مثل کسانی که در مقابل حسین بودن نباشیم. پناه می بریم بر خدا.

انبیا و ائمه فقط به خاطر این اومدن که ما رو به خدا برسونند. برای همین وقتی داریم به حضرت گریه می کنیم احساس کنیم که با این عزای حسین داریم یک قدم توی زندگیمون به خدا ومعرفت خدا نزدیک می شیم.

هرکسی عظمت خدا رو بیشتر درک کرد متوجه میشه که نماینده خدا بودن یعنی چی؟ اون چیزی که باعث میشه آدم خون گریه کنه اینه که این حسین خدا بوده؟! این نماینده خدا روی زمین بوده که اینگونه شد؟! عظمت خدا رو درک کنیم، بعد ببینیم محبوب خدا رو... آآآه



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٤ | ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

یا ارباب، حسین جان

با این فکر هر جایی و متشتت وقتی میام هیئت عزاداری شما مدد کنید فکرمو خالی کنم بعد بیام تو. نگرانم اگه این کارو نکنم چیز زیادی گیرم نیاد. حتی توی روضه ای که فقط دو نفر نشستن. کفشامو که دارم درمیارم، هرچی فکر غیر شماس بذارم تو کفشام. 

 

وقتی وارد فضایی شدم که مشکی شماس حسین جان همه غمها رو می ذارم کنار. چیزی دیده نمیشه در کنار غم حسین(ع).  غم عشق امد و غمهای دگر پاک ببرد. همزمان با مصیبت تون هیچ مصیبت دیگه ای رنگ نداره. با رنگ و بویت ای گل، گل رنگ و بو ندارد

خدایا از خودت اجازه می گیرم وارد این حریم آسمانی بشم؛ اَ اَذِنت یا الله



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۳ | ٥:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

آیـت الله بهجـت رحمه الله علیه:

مهمتر از دعا برای تعجیل در فرج حضرت مهدی ارواحنافداه دعا برای بقای ایمـان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار آن حضرت تا ظهور او می باشد.

کوفیان هم امام حسین (ع) را دوست داشتند و برای آمدن ایشان درخواست "تعجیل" کردند؛ امـا چون خود را نساخته بودند، در وقت وقتش، امام (ع) را فروختند.

موضوعات مرتبط: گنجینه سخنان بزرگان، انتظار  



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢ | ۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

 دختر خاک بازی، گلدان خاک، دختر بچه بانمک، حیاط خانه بازی بچه

خدایا! برزمین نشسته و کودکانه با سرانگشتانم با ذرات ریز خاک بازی می کنم؛ آخر از بازی آدمهایت خسته شده ام 
همان هایی که حس می کنند هنوز خاکم
و روح تو در من دَمیده نشده
من با این خاک بازی میکنم 
تا آدمهایت را بازی ندهم  


خدای من! تو مرا از آتش نیافریدی 
تا دیگران را نسوزانم هرچند قصد بازی دادن مرا داشته باشند 
تو مرا از خاک آفریدم
تا بسازم، نه بسوزانم


تو مرا از خاک ،ازعنصری برتر ساختی
از خاک ساختی
که با آب گـِل شوم و زندگی ببخشم 
که اگر آتشم بزنند
بازهم زندگی کنم و پخته تر شوم 


خدای من ! تو مرا از خاک ساختی تا همراه باد برقصم 
تا اگر هزار بار آتش و آب و باد مرا بازی داد
من برخیزم
سر برآورم 
در قلبم دانه عشق بکارم
و رشد دهم و از میوه شیرینش لذت ببرم 
خدای من ! من از خاکم و به خاکی بودنم میبالم 
الحمدالله



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۸ | ٧:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

حسین به کربلا نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود

و نگاه نگران مهدی لحظه به لحظه کاروان سید شهیدان را دنبال می‌کند

و صدای هل من ناصر حسین با نوای هل من معین مهدی یکی می‌شود

و حسین زمان، مهدی، ما را به سوی کاروانی می‌خواند که این‌بار خود او امام و رهبرش است.

 

بیندیش که جوابت به این دعوت غریبانه چیست؟!

موضوعات مرتبط: دل‌نوشته، انتظار



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٥ | ۳:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()
همش میگن تو چرا اینقد چاقی !؟
ای باباااااا من که چاق نیستم !
فقط راحتتر دیده میشم
بعلههه



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٤ | ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

... اى مردم، این آخرین بارى است که در چنین اجتماعی می ‏ایستم. پس بشنوید و اطاعت کنید و در مقابل امر خداوند پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید، چرا که خداوند عزوجل صاحب اختیار شما و معبود شماست، و بعد از خداوند رسولش و پیامبرش که شما را مخاطب قرار داده، و بعد از من على صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است، و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد.

... اى مردم، على را فضیلت دهید. هیچ علمى نیست مگر آنکه خداوند آن را در من جمع کرده است و هر علمى راکه آموخته ‏ام در امام المتقین جمع نموده‏ ام، و هیچ علمى نیست مگر آنکه آن را به علی آموخته ‏ام. اوست «امام مبین» که خداوند در سوره یس ذکر کرده است: «وَ کُلَّ شَیْى‏ءٍ اَحْصَیْناهُ فى اِمامٍ مُبینٍ»، «و هر چیزى را در امام مبین جمع کردیم».

... به خدا سوگند، غیر از این مرد که هم اکنون دست او را گرفته و او را بر کشیده‌ام هرگز دیگری نیست که بتواند دستورات قرآن را برای شما روشن کند و تفسیر آیات آن را بیان نماید، همین مردی که اکنون بازوی او را گرفته‌ام و به شما اعلام می‌کنم :هر کس را من مولا و سرپرست و صاحب اختیارم، علی(علیه السلام) مولا و سرپرست و صاحب اختیار اوست؛ این مرد،  علی بن ابی‌طالب است، برادر و وصی من است، که فرمان ولایت او از جانب حق متعال بر من نازل گردیده است

... جز شقیِ واژگون بخت کسی با علی(علیه السلام) کینه نمی‌ورزد و جز پارسای پرهیزگار، مِهر علی(علیه السلام) در دل نمی‌گیرد و جز اهل ایمان و مخلصان بی ریا به علی(علیه السلام) ایمان نخواهند آورد



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٢ | ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

پاکانِ دو عالم پاک، از آیه تطهیرت                 حسن ازلــــی پیدا بر خلق ز تصویرت

خورشید اگر وام از رخسار تو نستاند              تــــا حشر ز بی نوری بر کام افق ماند

حق، عالم خلقت را برگرد تو گرداند                  احمد دُر مدح از لب بر پای تو افشاند

ای روح قدس را بال از طایر اقبالت                 آیات کتاب الله در حسن و خط و خالت

ای در همه جا با ما از خویش مران ما را          چون ذره جدا گردد از مهر جهان آرا؟!

غلامرضا سازگار

 موضوعات مرتبط: مناسبت



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢۱ | ٩:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()
تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۸ | ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

روزی روزگاری در دیار دلباختگی عاشقی به کوی معشوق راه یافت. پس فرصت را غنیمت دانست و از رنجها و سختیهایی که در راه او کشیده بود گفت تا مگر بدین وسیله خاکساری خود را به اثبات برساند...

سخنش که پایان یافت معشوق نگاهی به او کرد و گفت: تو بخاطرمن بسیار رنج کشیده ای اما اصل عاشقی را به جا نیاورده ای!

گفت معشوق این همه کردی ولیک      گوش بگشا پـهن و اندر یاب نیک
کانچ اصل اصـل عشقست و ولاست     آن نکردی اینچ کردی فرعهاست

آن دلباخته پرشور بابیتابی پرسید: آن اصل کدام است؟
معشوق گفت: مردن در راه معشوق

گفتش آن عاشق:بگو که آن اصل چیست؟   گفت: اصلش مردنست و نیستیست
تو همه کردی نمردی زنده‌ای                         هین بمیر ار یار جان‌بازنده‌ای

پس عاشق بی دل بی درنگ به زمین افتاد و جان داد.

هم در آن دم شد دراز و جان بداد       هم‌چو گل درباخت سر خندان و شاد
ماند آن خنده برو وقف ابـــد                    هم‌چو جان و عقل عارف بی‌کبد

 

 عاشق حقیقی ابراهیم وار خویشتن خویش را درراه معشوق قربانی میکند،وتمام وجودش پر می‌شود از معشوق...

مثنوی معنوی- مولوی-دفتر پنجم-بخش 56  



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٤ | ٥:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

تبریک عید قربان، عید قربان مبارک، شعر زیبا از مولوی ،عکس زیبا برای عید قربان، اسمان ابی



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٤ | ٥:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

یا من لا یعلم ما هو الا هو.  خدا من نیستم که دارم می گم هیچکی جز خودت نمی دونه چه هستی. این عبارتها رو حسین علیه السلام دارن می گن. معصومین هم در حد خودشون تو رو می‌فهمن. سبحان الله. چه برسه به من. اونی که می‌شناسمت نیستی. با این عقل ناقصم بخوام راجع به تو صحبت کنم؟! سبحان الله

انت الذی احسنت. از دیگران هم اگه احسانی دریافت کرده ام، تو دادی

انت الذی هدیت. خدا! من حسینمو از تو دارم. مهدی ام رو از تو دارم...

انت الذی سترت.  خدا تو اگه منو نمی پوشوندی، حتی اعضای خونوادم باهام نمی‌موندن

دعای عرفه، عکس دعای عرفه، انت الذی احسنت، ، انت الذی هدیت، انت الذی سترت، دعای امام حسین در صحرای عرفات، روز نهم ذی حجه

موضوعات مرتبط: مناسبت،  در محضر 14 معصوم

برچسب‌ها:فرازهایی از دعای عرفه، دعای توحیدی امام حسین علیه السلام در روز عرفه، برداشتهایی از دعای عرفه



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٢ | ٦:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

خدا جون اینکه معصوم در روایت می فرماین "از اعمال روز عرفه زیارت امام حسین علیه السلام است که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است"شوخی نیست. معصومین مثل ما اهل مبالغه نبودن. منتها می‌دونم زیارتی این خاصیت‌ها رو داره که عارفاًبحقه باشه. کورکورانه نباشه. زیارتی که منو تکون بده؛ به خوبی و پاکی نزدیک کنه؛ زیارتی که بعدش احساس کنم -حتی یک کم- از زمین بلند شدم و دارم بالاتر می‌رم.

اگه حسین علیه السلام نبود، چیزی از اسلام نمی‌موند، دیگه کعبه‌ای نبود... شاید واسه همینه که برای زیارت امام حسین فضیلتی بالاتر از در عرفات بودن گذاشتی. خدا جون تو همونی هستی که از زائرای خونه خونت پذیرایی می‌کنی. حالا اگه من بتونم کعبه حقیقی رو تو این روز درک کنم...

یا حسین، یا حسین، یا حسین

ای قوم به حج رفته کجائید، کجائید، کجائید          معشوق همین جاست بیایید بیایید بیایید

معشوق تو همسایه دیوار به دیوار                           در بادیه سرگشته شما در چه هوائید

گر صورت بی صورت معشوق ببینید                       هم خواجه و هم بنده و هم قبله شمائید



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٢ | ٥:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

میدانی امثال سید هاشم حداد که به حیات طیبه دست یافته اند کسانی هستند که تمام زندگی و شب و روزشان و تمام اعمال و خیراتشان صدقه سر و تقدیم به حضرت مولاست!

آن ها زبانشان جز برای رضای او حرکت نمی‌کند و سخن نمی‌گوید.
چشمانشان تنها به روی زیباترین زیباروی عالم و طاووس اهل جنة گشوده شده و غیر او را نمی‌بینند
و گوششان غیر از حرف ولی شان را ناشنواست.

کرامت واقعی سید هاشم حداد این بود که نمی‌توانست لحظه ای قلباً ، لساناً و عملاً از امام زمانش جدا باشد...

کتاب دلشده-انتشارات موسسه شمس الشموس 

موضوعات مرتبط: گنجینه سخنان بزرگان، انتظار



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱۱ | ٦:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

هیچ بنده ای عالِم نیست ، مگر اینکه نسبت به بالا دست خود ، حسادت نورزد ، و زیردست خود را خوار نشمارد-ج 75، ص (173)

بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید- ج 65، ص (152)

مؤمن برادر مؤمن است ، او را دشنام نمی دهد ، از او دریغ نمی کند ، و به او گمان بد نمی برد-ج 75، ص (176)

بحارالانوار ، چاپ دار احیاء الترا العربی

تامل کنیم: مایی که به نام شیعه شناخته می‌شیم کدوم یک از این صفات رو در خودمون بوجود آوردیم؟



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٩ | ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()
تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٧ | ۸:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

امام زمان (عج)، انتظار، حسن باران این است که زمینی ست ولی آسمانی شده است و به امداد زمین میاید،حسن باران این است که تبسم دارد گرد غبار از همه چیز از همه جا میگیرد،حسن باران این است که مرا میبرد از خویش به عشق و مرا برمیگرداند از عشق به خویش همه جا بر همه کس میبارد و تعلق دارد به جهانی از عشق.، امام زمان، مهدی موعود، منجی حقیقی، تنها منجی، انتظار امام زمان، جضرت صاحب الزمان، بقیه الله، انتظار، فرج، امام زنده، شعر مذهبی، شعر آئینی، عکس باران زیبا، عکس گل سفید در باران، گلهای خیس بارانی، گل کوکب سفید در باران، باران رویایی

 

متن کامل شعر (مجتبی کاشانی):

حسن باران این است که زمینی ست ولی
آسمانی شده است
و به امداد زمین می‌آید،
حسن باران این است که تبسم دارد
گرد غبار از همه چیز از همه جا می‌گیرد،
حسن باران این است
که مرا میبرد از خویش به عشق
و مرا برمی‌گرداند از عشق به خویش
همه جا بر همه کس می‌بارد
و تعلق دارد به جهانی از عشق.

موضوعات مرتبط: انتظار، نمامتن



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٤ | ٥:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

ای جهان ریزه‌خور خوان عطای تو جـواد     ای زجود تو کرم گشته گدای تو جواد

حاتم ار لطف تو بیند نکند دعوی جـــود     ای بنازم به تـو و قدر و بهای تو جواد

نوبت آن شد که باز،بال و پری کرده باز     روی ارادت بـرم به سوی بـاب المراد

روح نبـی و ولـی، لـطـف خـفـی و جـلـی     محمــد بن علـی هــو التـقــی الجواد 

جدا ساز، زیبا ساز وبلاگ، زیباساز، گل های سیاه و سفید، گلهای درخشان

سه چیز بنده را به مقام رضوان الهى می‌رساند: استغفار زیاد، فروتنى با مردم و زیاد صدقه دادن.

بنده حقیقت ایمان را درنمى یابد مگر آن که دین و احکام الهى را در همه جهات بر تمایلات و هواهاى نفسانى خود مقدّم دارد.



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۳ | ۸:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

حضرت امام صادق علیه السلام در ادامه صحبتشان با عنوان بصری فرمودند: من تو را به نُه چیز وصیّت و سفارش می نمایم ؛ زیرا که آنها سفارش و وصیّت من است به اراده کنندگان و پویندگان راه خداوند تعالی . و از خداوند مسألت می نمایم تا تو را در عمل به آنها توفیق مرحمت فرماید.

سه تا از آن نُه امر دربارة تربیت و تأدیب نفس است ، و سه تا از آنها در بارة حلم و بردباری است ، و سه تا از آنها دربارة علم و دانش است . پس ای عنوان آنها را به خاطرت بسپار، و مبادا در عمل به آنها از تو سستی و تکاهل سر زند!

آن چیزهائی که راجع به تأدیب نفس است آنکه : مبادا چیزی را بخوری که بدان اشتها نداری ، چرا که در انسان ایجاد حماقت و نادانی میکند;و چیزی مخور مگر آنگاه که گرسنه باشی ؛ و چون خواستی چیزی بخوری از حلال بخور و نام خدا را ببر و به خاطر آور حدیث رسول اکرم صلّی الله علیه و آله را که فرمود:

هیچوقت آدمی ظرفی را بدتر از شکمش پر نکرده است . اگر بقدری گرسنه شد که ناچار از تناول غذا گردید، پس به مقدار ثُلث شکم خود را برای طعامش بگذارد، و ثلث آنرا برای آبش ، و ثلث آنرا برای نفَسش .

عکس جداکننده، عکس زیبا ساز وبلاگ ، عکس زیباساز وبلاگ، گل رز، لاینر

و امّا آن سه چیزی که راجع به بردباری و صبر است : پس کسیکه به تو بگوید: اگر یک کلمه بگوئی ده تا می‌شنوی به او بگو: اگر ده کلمه بگوئی یکی هم نمی‌شنوی !

 و کسیکه تو را شتم کند و ناسزا گوید، به وی بگو: اگر در آنچه می‌گوئی راست می‌گوئی، من از خدا می‌خواهم تا از من درگذرد؛ و اگر در آنچه می‌گوئی دروغ می‌گوئی، پس من از خدا می‌خواهم تا از تو درگذرد.

 و اگر کسی تو را بیم دهد که به تو فحش خواهم داد و ناسزا خواهم گفت ، تو او را مژده بده که من دربارة تو خیرخواه می‌باشم و مراعات تو را می‌نمایم .

عکس جداکننده، عکس زیبا ساز وبلاگ ، عکس زیباساز وبلاگ، گل صورتی متحرک، لاینر

و امّا آن سه چیزی که راجع به علم است : از علماء بپرس آنچه را که نمیدانی ؛ و مبادا چیزی را از آنها بپرسی تا ایشان را به لغزش افکنی و برای آزمایش و امتحان بپرسی . و مبادا که از روی رأی خودت به کاری دست زنی ؛ و در جمیع اموری که راهی به احتیاط و محافظت از وقوع در خلافِ امر داری احتیاط را پیشة خود ساز. و از فتوی دادن بپرهیز همانطور که از شیر درنده فرار می‌کنی ؛ و گردن خود را پل عبور برای مردم قرار نده .



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٢٩ | ۱:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

سلام بر فرزند امام حسن و امام حسین (ع)،مهدی موعود، شعر زیبا از عمان سامانی، هنگامه عاشقی،آمادگی محرم،آمادگی ماه عزای امام حسین،  امام زمان (عج)، انتظار، باز دل بر عقل می‌گیرد عنان اهل دل را آتش اندر جان زنان پنچه اندر جامه جان می‌برد صبر و طاقت را گریبان می‌درد هر زمان هنگامه‌ای سر می‌کند گر کنم منعش، فزونتر می‌کند، گنجینه الاسرار عمان سامانی، امام زمان، مهدی موعود، صاحب الزمان، بقیه الله، انتظار، فرج، امام زنده، شعر مذهبی، شعر آئینی

شعر متن از دیوان گنجینة الاسرار عمان سامانی

موضوعات مرتبط: انتظار، با کاروان کربلا، نمامتن



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٢۸ | ٥:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

مرحوم آقای قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های مادی و طبعی که غالباً از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذذات بر می خیزد، روایت عنوان بصری را دستور می دادند به شاگردان تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند.(آیت الله تهرانی -کتاب روح مجرد)

حضرت امام صادق فرمودند: علم به آموختن نیست ، علم نور است و در قلب کسی قرار می گیرد که خداوند تبارک و تعالی هدایت او را اراده فرموده باشد.بنابراین اگر علم می خواهی ابتدا باید حقیقت عبودّیت را در وجود خودت بخواهی و علم را با عمل کردن ، طلب کنی و از خداوند طلب فهم کن تا ( علم را ) به تو بفهماند.

عنوان بصری از حضرت پرسید: حقیقت عبودّیت و بندگی چیست ؟

حضرت فرمودند : سه چیز است ؛

 1- اینکه بنده خدا در مورد آنچه که پروردگار به او سپرده است برای خودش ملکیتی نبیند.چرا که بندگان مِلکی ندارند ( مالک حقیقی خداوند تبارک و تعالی است ) و همه اموال را از آن خداوند می بینند.و آن را در جایی مصرف می کند که خداوند امر فرموده است.

2-بنده خدا برای خودش مصلحت اندیشی و تدبیر نمی کند ( مصلحت و تدبیر واقعی را در دست خداوند می داند).

3-تمام اشتغال او در کاری منحصر شود که خداوند او را به آن امر یا از آن نهی فرموده است.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٢۳ | ٧:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()

مقیم بر سر راه نشسته ام چون گرد..ان شاءالله. ..بدان هوس که بدین رهگذار باز آید، امام زمان، مهدی موعود، منجی حقیقی، تنها منجی، صاحب الزمان، بقیه الله، انتظار، فرج، امام زنده، انتظار امام زمان، جضرت صاحب الزمان، مهدی موعود،منجی، ای  مهربانترین!  زمین اگر بیایی  بهشت  خواهد  شد و بهشتِ تو ای موعود مهر بر پایه صلح و صفا  بنا خواهد  شد، نه  تلی  از  ویرانی  و جنگ  و ...

موضوعات مرتبط: انتظار، دل نوشته، نمامتن



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٢۱ | ٢:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : هم قدم | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.