سلام دوستان

اینهم مثنوی این هفته.فقط توجه داشته باشید ما شرح ابیاتی را آوردیم که مشکل تر بود اگر فکر میکنید شرح و معنی همه ابیات را لازم دارید بفرمایید تا از هفته آینده به طور کامل بگذاریم.

 

گفت : آری ، موی ابرو شد کمان         سوی تو افکند تیری از کمان

گفت آری موی ابرویت مانند کمانی شده بود و تیری از خیال برکمان گمان نهاده و به سوی تو پرانده بود.

 

موی کژ چون پرده گردون بود         چون همه اجزات کژ شد چون بود

وقتی که یک تار موی کج ، مانند پرده و حجابی روی چرخ سپهر کشیده شد ، پس اگر تمام اعضا و اجزای بدنت کج شود چه می شود؟

 

راست کن اجزات را از راستان        سرمکش ای راست رو زآن آستان

ای مغرور فریفته ، بواسطه وجود راستان یعنی صالحان و نیکان اجزای کجت راراست کن . ای که راست می روی ، مباد که از آستان آن راستان و نیکان روی برگردانی.

 

هم ترازو را ترازو راست کرد        هم ترازو را ترازو کاست کرد

 هر گاه ترازویی صحیح و سالم باشد ترازوهای نامیزان و خراب رابوسیله آن میزان میکنند . ولی هر گاه ترازویی خراب و ناسالم باشد ،  هر ترازویی را که بوسیله آن بخواهند میزان کنند ، آن نیز خراب و نامیزان میشود.( ترازوی خراب و سالم در اینجا تمثیلی است از انسان کامل و انسان ناقص . هر گاه راهبر آدمیان ، انسان کامل باشد، به مقصود می رسد ولی اگر راهبر ، انسان ناقص باشد گمراه می گردد.)

 

هر که با ناراستان همسنگ شد       در کمی افتاد و ، عقلش دنگ شد

هر کس که با مردم ناراست و تبه کار ، مصاحب و دمساز شود و خود را با آنان تطبیق دهد، مسلما چنین کسی همیشه در حال تنزل و کاستی است و عقلش تباه میگردد و حیران و مدهوش می ماند.

 

رو اشداء علی الکفار باش           خاک بر دلداری اغیار باش

برو نسبت به کافران ، سخت و خشن باش و بر سر عشق و دوستی نامحرمان بد نهاد خاک بپاش ، یعنی برای عشق و دوستی آنان ارزشی قائل مشو و از آنان روی برتاب.(مصراع اول اشاره به ایه 29 سوره فتح دارد: محمد فرستاده خداست وآنان که باوی اند ، بر کافران سختگیر و باخود شفیق و مهربان اند..)

 

بر سر اغیار چون شمشیر باش      هین مکن روباه بازی ، شیر باش

نسبت به نامحرمان و تبه کاران همانند شمشیر قاطع و بران باش . ای سالک آگاه باش که مبادا روباه بازی کنی و به مکر و تملق و چاپلوسی روی آوری ، بلکه باید شیر باشی و متکی برسعی و جهد خود.

 

تا زغیرت از تو یاران نسکلند     زآنکه آن خاران عدو این گلند

اغیار که به منزله خار طبیعت اند با یاران که گل باغ حقیقت اند دشمنی دارند.( نسکلند : نبرند، پاره نکنند)

 



تاريخ : ۱۳۸٩/۱٢/٥ | ٤:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.