خداجونم! دل بی تابم دائماً بهونه می گیره ،همش دنبال راهیه که به تو نزدیک بشه ؛می رم سروقت نامه ای که برام فرستادی،

می رم ومعجزه ی حبیبت رو باز می کنم تا باخوندنش آروم بگیره این عطشم.

آیات بهشت شادم می کنه ومشتاق، اما خداجونم خودت خوب می دونی که من تو بهشتت هم دنبال تو می گردم ،

من اونجا هم تو رو می خوام من قرب می خوام ونزدیکی …چشمام چه نوری می گیره از کلام معشوق :

 

  

خدایا! با من هستی، من روخطاب کردی!؟

"عبادی، بنده ی من "

خدایا !چطور قالب تهی نکردم از این همه محبت تو! که چون منی حقیر وپست رو خطاب میکنی بگذار بازهم بشنوم :

"عبادی، بنده ی من"

چه نوای دل انگیزی وچه ندای عاشقانه ای از سوی معشوقی چنین بلند مرتبه :

بنده ی من ، درباره ی من می پرسی ؟ من به تو نزدیکم، نزدیکِ نزدیک ،چشم از غیر

ببند وبه سوی من نگاه کن تا مرا همه جا ببینی که دنیا رو پر کردم و تو در پناه من آروم

گرفتی ،صدایم کن تا جوابت رو بدم.

 

لبیک یا الهی ویا ربّی ویا معشوقی، لبیک که کلامت مستم کرد وحالا نمی دونم تو من رو خطاب می کنی یا من تو رو صدا؟

نام  تو اجابت همه ی دعاهاست وعشق تو رسیدن به همه ی آرزوهای محال وتو چه نزدیکی به من! ومن حس می کنم 

 سایه ات رو روی سرم ودستت رو روی شونه هام وسر به هر سوئی می چرخونم جز تو نمی بینم …

وحالا دیگه معصیتت بر من حرام شد اما نه چون جهنم سوزانه که هست ونه چون بهشت طمع برانگیزه که هست!

 معصیتت بر من حرامه چون تو خدای صاحب عرش و ملکوت به من - بند ه ات- نزدیکی و مرا می بینی درهمه ی لحظه ها،و چگونه عاشق در حضور معشوق آن کند که او را خوش نیاید...

 

یا الهی وربّی ومعشوقی  لبیک اللهمّ لبیک.

 

لبیک یا الله.



تاريخ : ۱۳۸٩/۱٢/۸ | ٢:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.