شیخ رجبعلی خیاط رحمه الله علیه:

 

 

حضرت داوود در حال عبور از بیابانی ،مورچه ای را دید که مرتب کارش این است که از تپه ای خاک بر می دارد وبه جای دیگرمی ریزد! از خداوند خواست که از راز این کار آگاه شود .....مورچه به سخن آمد که :

معشوقی دارم که شرط وصل خود را آوردن تمام خاک های آن تپه در این محل قرار داده است!

حضرت فرمود :

با این جثه ی کوچک ،تو تا کی می توانی خاکهای این تل بزرگ را به محل مورد نظر منتقل کنی ؟ و آیا عمر تو کفایت خواهد کرد؟

مورچه گفت :

همه ی این ها را میدانم، ولی خوشم که اگر در راه این کار بمیرم،به عشق محبوبم مرده ام! 



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/٩ | ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.