ای باقیمانده ی پاکان و ای ذخیره ی خداوند!

تو همانی که چون فرشتگان درآن دشت تفتیده و پر بلا، قرار از کف داده ، ناشکیبانه بر خون به

ناحق ریخته ی ثارالله مویه میکردند پروردگار آنان را، با وعده ی آمدن تو آرام کرد.

آری زینب با آرزوی ظهورت نی نامه ی عشق را سرود و زهرا به آمدنت چشم امید بست .مژده ی

 فرج تومایه ی سرور رسوالله است ومایه ی دل آرامی علی مرتضی...

تو را نه فقط ما که تمام رسل چشم در راهند که تو همان گنج بی همتای الهی هستی که در خزانه ی

کبریاییش پنهان داشته تا زمانش برسد و همگان دلزده از گنداب نخوت و کبر نا اهلان رو به سوی

چشمه ی زلال وجودت بیاورند و نه به زبان، که با روح وجان آمدنت را به استغاثه بنشینند...

و آنزمان که درخت آزادی خواهی و انسانیت به بار بنشیند تو خواهی آمد که تو ذخیره ی خداوندی

 برای  چنین روزی و تو آرزوی زمینیان و مقتدای افلاکیانی...



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/٢۳ | ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.