یه دلتنگی هست که هرچی ازش بگیم بازم آروم نمیشیم،اصلا یه تکراریه که شده جزئی از زندگیمون؛ نه !عادت نیست، یه بغضیه که راه گلو رو بسته وبا هیچ اشکی باز نمیشه ،یه باریه که رو قلبمون سنگینی می کنه؛ اصلا تو گیرودار زندگی ودل مشغولیهای روزمره یه دفعه به خودمون میایم و می بینیم مدتیه دلمون رفته یه جای دیگه ،تو یه حال وهوای دیگه، چشمامون خیره شده به ته آسمون تا شاید میون ردپای ابرها نشونی از بال یه فرشته باشه که داره میره به دستبوسی....

ماها برای فرو نشوندن این دلتنگیه دست به هر کاری میزنیم ،گاهی تمام قد پا میشیم و روبه سمت  نامعلومی می کنیم وشروع به سلام دادن می کنیم :

السلام علی آل یس ، السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته ،

السلام علیک یا باب الله ودیان دینه

گاهی هم یه نیمه شب که از بیقراری بی خواب شدیم میریم یه گوشه و صورت رو زمین میگذاریم وبه یاد سجده های تنها ساجدعالم اشک میریزیم.

دعاهای عهد خووندن وندبه کردنامون هم بهانه ست تا در پناه این کلمات از بیچارگی ودوریمون بگیم و کمی سبک بشیم، اما مگه دل عاشق با این چیزا آروم میگیره، هربار که نامشو میبریم یا یه جا ازش میشنویم قلبمون به تپش میفته وچشامون تر میشه...

میگن قیامت یوم الحسرته اما اگه از ما بپرسن میگیم امروز همون یوم الحسرته وماها همون خسران دیده هایی هستیم که تو عالمی نفس میکشیم که مولامون نفس میکشه، روی زمینی راه میریم که او راه میره اما نمی تونیم ببینیمش ،نمیتونیم صداش روبشنویم ،نمی تونیم ... 

اما باشه! هرجا که عطراو پیچیده ،همونجا بیتوته گاه ماست، مسجد جمکران وسهله باشه یاعرفات وصفا ومروه ؛یا نه ،اصلا خاک گوشه گوشه زمین توتیای چشم ماست که شاید روزی مولامون ازاون جا رد شده، یا باد غبار حریمش رو به اونجا رسونده؛ ما به همین عشقبازی با نامش هم خوشیم، ما همین لحظه لحظه های انتظار و فراق یار رو با دنیا وتموم گنجهاش عوض نمیکنیم.ما این دلتنگی وآشفتگی رو به آرامش جنت نمیدیم

ما با غم یار خوشیم ،با غم مهدی ...  



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٠ | ۸:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.