شگفتا از تو اسماعیل! ابراهیم از آتش گذشته بود که به قربانگاه آمد و تو آن را تجربه نکرده با پدر همراه شدی،نترسیدی؟!

از تیزی چاقو هراسی به دلت نیامد؟

شگفتا ! شگفتا ،اسماعیل! از ادب تو از عبودیت تو....وچگونه با تمام ادب ، با تمام عشق ،به ابراهیم گفتی:

افعل ما تومر...افعل ماتومر..ستجدنی ان شاءالله من الصابرین.

چه دوست داشتی در درگاه دوست پذیرفته شوی و همه وجود فدای این فرمان کنی.

اقتلونی اقتلونی یا ثقات

ان فی قتلی حیاتا فی الممات

عید اوج بندگی و تجلی ایثار ابراهیمی مبارک.



تاريخ : ۱۳۸٩/۸/٢٦ | ۱:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.