ایّام حج که از راه می‌رسه، عاشقا باز به دلشون مژده می‌دن که یه نشونی رسیده ؛

پس امیدوارانه چشم می دوزن به کعبه تا شاید تو هم اونجا میون این دریای یکرنگی و بی رنگی باشی؛

 لبیک اللّهمّ لبیک ،لبیک لا شریک لک لبیک رو که می‌شنون دنبال صدای تو می‌گردن.

اما همه اینا عطش‎شون رو فرو نمی‌نشونه، پس ناگزیر تا روز عرفه صبوری می‌کنن و عصر عرفه رو به این امید سر می‌کنن که تو این صحرای پر رمز و راز، باد لطفی کنه و برای لحظه‌ای عطر نفسهات رو به مشام جانشون برسونه؛ و گاهی اوقاتم که ناامیدی میاد سراغ‌شون، می‌رن دنبال یه واسطه که می‌دونن محاله از اسمش به راحتی بگذری؛

آره، اونا سجاده دلشون رو از همون عرفات به سمت کعبه عشق، کربلای حسین  پهن می‌کنن و توی سوز و گداز مناجات‌شون دائم از عباس می‌گن .

 نمی‌دونم  عرفه که می‌گذره چند نفر حاجت روا شدن؛ چشمای چند نفر بینا شده و چند نفر تو حسرت ندیدنت سوختن؛ اما  هر چی که توی این روز گذشته عاشقی  بوده و دلدادگی.

اگه حسرت به جا مونده که إنّی کنت من الظّالمین و اگه وصل بوده که أنت الکریم إبن الکریم.

اما روز عرفه باشه یا نباشه، توی صحرای عرفات باشیم یا توی خلوتکده دورترین نقطه دنیا، همیشه و همه جا دنبال تو هستیم، ای آروزی هر لحظه ما

ای مهدی جان!



تاريخ : ۱۳٩٠/۸/۱۳ | ٩:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.