گروه کٌر مدرسه برای اجرای کنسرت در مرکز شهر آماده شده بود. هوا خیلی سرد بود. چند ساعتی در هوای سرد منتظر ماندند. مردم جمع شده بودند. رهبر ارکستر برای رهبری گروه در جای خود مستقر شد.

در این میان یکی از اعضای گروه با خود چنین گفت: « در این سرما نمی توانم آواز بخوانم. پنجاه نفر در گروه وجود دارد، اگر فقط دهانم را باز و بسته کنم، کسی متوجه نمی شود ».


... و رهبر ارکستر کارش را شروع کرد. اما صدایی نشنید.

به نظرتون چر؟؟؟!!!!!

 موضوعات مرتبط: داستانک، نکته ها



تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/۱۳ | ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.