آن «مردِ ناشناس» که دیروز کوزه‌ی آبِ زنی را آورد، صورتش

 را روی آتشِ تنور گرفته «بچش !این عذاب کسی است که از

 حال یتیمان و بیوه‌زنان غافل شده». آن«مرد ناشناس» سر

بر دیوار نیمه‌خرابی در دل شب دارد، می‌گرید: «آه از این

 ره‌توشه‌ی کم، آه از این راه دراز» و ما بی‌آنکه بشناسیمش

 همین نزدیکی‌ها جایی نشسته‌ایم و تمرین می‌کنیم که

با نامش، شعر بگوییم، خط بنویسیم، آواز بخوانیم و حتی دم

 بگیریم و از خود بی‌خود شویم. عجیب است! مرد، هنوز هم

 «مردِ ناشناس» است.

  کتاب خدا خانه دارد،فاطمه شهیدی

 ***

خیلی ها یا علی گفتند اما با علی نبودند..فرق هست

 بین  یا علی گفتن وبا علی بودن

به ظاهر یه دونه نقطه تفاوتشه اما خیلی فرقه بین یا علی

 گفتن وبا علی بودن ....مشکل اونا همین بود معیت رو

 نداشتند...

لقلقه زبون بود اما به گفتار نیست به عمله این معیت با

اون بودنه...با او بودن از اونجا شروع شده تا قیام قیامت

 ادامه خواهد داشت..هر عصر وزمانی به یک جلوه ای به یک

شکلی...

تو خیابونها با علی باشیم...

 

                                                            



تاريخ : ۱۳۸٩/٩/۳ | ٧:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.