غروب قلبی، غروب خورشید در دریا، دریا، عکس غروب اسمان

یک دوست عجیب غریب از آنها که توی دوستی حساب کتاب هم نمی کنند...

دیده یکی محتاج است تنها ردایش را هم بخشیده، حالا نشسته توی خانه و نمی تواند آن طور بیاید مسجد.

خدا است که دوباره عتابش می کند:« و لا تبسطها کل البسط. اسراء/29» « دیگر نگفتم که همه ی دستت را باز کن، طوری که برای خودت هیچی نماند»

این چه جور دلی است که تو داری؟

 کتاب: خدا خانه دارد 

موضوعات مرتبط:در محضر 14 معصوم، داستانک



تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/٢۳ | ٤:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.