در بین فرشتگان گفتگو شد که: خداوند اختیار کرده ابراهیم را به عنوان خلیل و دوست خود و حال آنکه او را از نطفه‌ای آفریده...

از جانب پروردگار بر فرشتگان وحی شد که: از بین خود رئیسی انتخاب کنند و آنها جبرئیل و میکائیل را انتخاب نمودند (تا حضرت ابراهیم را امتحان کنند).

پس روزی حضرت ابراهیم (ع) همه گوسفندان خود را جمع‌آوری نموده و به آنها نگاه می‌کرد. (گوسفندان وی به قدری زیاد بود که تعداد زیادی چوپان داشت).

ناگهان جبرئیل از یک سو با آهنگ دلربایی گفت: «سبوح قدوس» و میکائیل از سوی دیگر ندا در داد «رب الملائکة و الروح».

(این ندا آنچنان در اعماق جان حضرت ابراهیم (ع) اثر گذاشت که) خطاب به جبرئیل و میکائیل گفت: یک بار دیگر این ندا را در دهید تا مال و جان خود را نثارتان کنم.

به این هنگام فرشتگان آسمان‌ها فریاد برآوردند: «هذا هو الکرم» (این است کرم و جوانمردی و گذشت در برابر محبوب).

و ندایی نیز از عرش برخواست: دوست و خلیل موافق دوست است.



تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/٢٠ | ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.