سالهاست ردپای مردی در کوچه‌های تنهایی وغربت به جا مانده.

سالهاست زمین از التهاب قلب پُردرد او دلتنگ است. کنار قبری بی‌نشان سالهاست زائری مظلومانه نوای مصیبت سر داده و هق‌هق گریه اش زمین را می لرزاند.

 سالهاست کوچه بنی هاشم با شرم، خود را از نگاه او پنهان می کند و خاطره پُر درد در و دیوار از اشکهای او می گریزد تا شاید در صفحات فراموشی تاریخ مدفون شود و خود را انکار کند؛ اما افسوس که بوی خاکسترهای به جا مانده از آتش کوردلی دشمن سالهاست بر بوی یاسهای کبود پیشی گرفته و مشام دنیا را پر کرده است.

آری سالهاست که مهدی تنهای تنها، سر بر مزار مادر می گذارد و زمزمه یا زهرا سر می دهد، و شاید همچون حیدر گلایه‌هایی از بی وفایی امت دارد که او را هم، خانه نشین غیبت و انتظار کردهاند.

و سالهاست که مادر برای او دعای فرج می خواند:

اللّهمّ عجّل لولیک الفرج



تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٤ | ٦:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.