از حرا آیات رحمان و رحیم آمد پدید
یا نخستین حرف قرآن کریم آمد پدید
صوت اقرأ بسم ربک مى‌رسد بر گوش جان
                یا که از کوه حرا خُلق عظیم آمد پدید
بانگ توحید است از هر جا طنین افکن به گوش
                فانى اصحاب شیطان رجیم آمد پدید
سید امى لقب، بر دست قرآن مى‌رسد
یا به گمراهان صراط مستقیم آمد پدید
بود اگر باغ جهان پژمرده از طوفان جهل
حال بر این بوستان خرّم نسیم آمد پدید
حب و بغض او نشانى از بهشت و دوزخ است
قصه کوته، صاحب نار و نعیم آمد پدید
زد تفأّل «ثابت» از قرآن به نام مصطفى
حرف "بسم الله الرحمن الرحیم" آمد پدید

(ثابت خراسانی)

اینجا غار حراست، گوشه‌ای دنج و خلوت، دور از هیاهوی بازار مکارۀ دنیا؛

اینجا غار حراست اما نه غاری دورافتاده و گمنام، اینجا مشهورترین گوشۀ دنیاست، اینجا همان جاست که سال‌ها چشم پیامبران به آن دوخته شده. سال‌هاست نوح، ابراهیم، موسی و عیسی کمال رسالتشان را در آن جستجو می‌کنند. سال‌هاست که همه چشم بر راه اویند.

چشم در راه او که اینک آرام و باوقار در گوشه‌ای از خلوتکدۀ خود، بی هیچ ادعایی تنها نام معشوق را بر لب دارد و صورت بر خاک بندگی الله می‌ساید.

اما فرشتگان بی‌تابند، دیگر چله سال‌های انتظار به پایان رسیده و آنان بی‌شکیبند تا جبرائیل فرود آید و بار امانت را به صاحبش برساند که تنها دوش او را یارای تحمل این رسالت است.

جبرائیل خاضعانه در مقابل دردانه آفرینش ظاهر می شود و پیام معبود را بی کم و کاست می‌رساند:

-بخوان!

و او که سال‌ها مأنوس نفس فرشتگان است این‌بارخود را با فرشتۀ وحی روبرو می‌بیند، اما چگونه بخواند که او خواندن نمی‌داند!

باز نوای دلنشین ملک مقرب الهی در فضای غار می‌پیچد:

-بخوان، بخوان به نام پرودگارت!

و او می‌خواند و می‌رساند پیغام خداوند را، تا با نفس قدسیش برکالبد نیمه جان انسان، هستی بخشد و او را از زیر بار بردگی و بندگی غیر رها کند که خداوندِ غیور، انسان را تنها برای خود می‌پسندد.

محمد پیغام را می‌رساند: لاالله الا الله، محمداً رسول الله و علی ولی الله

حال دیگر راه رسیدن به معشوق کوتاه است

دیگر انسان در آغوش خداست.



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٩ | ۸:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.