آه از شفقی که روز را به شب می‌رساند و آه از دهر آن‌گاه که بر مراد سفلگان می‌چرخد! نیم قرن بیش از حجه الوداع نگذشته است و هستند هنوز ده‌ها تن از صحابه‌ای که در غدیر خم دست علی را در دست پیامبر خدا دیده‌اند و سخن او را شنیده که: من کنت مولاه فهذا علی مولاه...

اما چشمه‌ها کور شده‌اند و آینه‌ها را غبار گرفته است. بادهای مسموم نهال‌ها را شکسته‌اند و شکوفه‌ها را فرو ریخته‌اند و آتش صاعقه را در همه وسعت بیشه زار گسترده‌اند. آفتاب، محجوب ابرهای سیاه است و آن دود سنگینی که آسمان را از چشم زمین پوشانده...

همه را جمع کرد، همه را از مردان و زنان، از تابعین و صحابه؛ همه را در سرزمین منی جمع کرد و این یک سال پیش از آن هجرت عظیم بود. از آنان خواست تا به حقی که خداوند و جدش بر آنان دارند پیام او را به شهرها و قبایلشان برسانند تا حق از باطل شناخته شود و حجت تمام.

در چشمانشان نگریست: اگر برصدق گفتارم باور دارید تصدیقم کنید و اگر نه انکار.

و پرسید: خدا را مگر نه این که علی بن ابی طالب برادر رسول خدا بود و آن گاه که او بین اصحابش عقد اخوت می‌بست او را برادر خویش قرار داد و فرمود تو برادرم هستی در دنیا و آخرت…

گفتند: به خدا که آری.

و پرسید: خدا را مگر نه این که رسول الله او را در غدیر خم نصب فرمود و بر ولایت او ندا داد و فرمود تا شاهدین پیامش را به غایبین برسانند …

گفتند: به خدا که آری.

و پرسید: خدا را مگر نه این که رسول خدا می‌گفت هر که می‌پندارد که مرا دوست دارد و علی را مغبوض، بداند که دروغ می‌گوید که علی از من است و من از او و هرکه حب او را در دل دارد به حقیقت حب مرا در دل دارد ...

وگفتند: به خدا که آری.

و او همچنان پرسید و آنان همچنان تصدیق کردند تا آنگاه که پراکنده شدند با باری از امانت به دوش.

و او می‌دانست اما که آنان نیز همان کنند که مخاطبان غدیر کردند؛ آنان نیز این امانت الهی را در پیچ وخم روزگار به دست حرص و طمع خواهند داد؛ آری او خوب می دانست اما این آزمونی ناگزیر بود برای آنان تا در دوراهی دین ودنیا به کدام راه دل می دهند...

موضوعات مرتبط: با کاروان کربلا 



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢ | ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.