درست همین روزها بود وبلاگ ساحل، برای رفاقت با شما، بودن را بهانه کرد و گام به گام همراهتان شد.

او در این مدت بسیار کوشید تا تحفه‌هایش سزاوار دل‌های دریایی و همت‌های بلندتان باشد. او بارها از کوچه پس کوچه های تاریخ گذشت وکوله‌بارش را پراز رمز و رازهای گذشتگان کرد و همه را به رسم دوستی برایتان به ارمغان آورد؛ او در هر گشت و گذارش از سرزمین قصه ها داستانی از راستان را روایت کرد. باشعرها انس گرفت تا لطافتش را به روح پر مهرتان هدیه دهد.

و همه اینها برای آن بود تا کنارتان باشد، تا شریک غم‌های پاک و خنده‌های پرصفایتان شود، تا هم‌راز رفتن‌های پر شور و ماندن‌های پرمعنایتان گردد و اکنون دو سال می‌گذرد از این بودن و از این همراهی، دوسالی که به سرعت طی شد تا به او بیاموزد که عمر چون ابری می‌آید و در یک لحظه کوتاه ازجلوی دیدگانمان می گذرد و بهره ما از آن تنها زمانی خواهد بود که از زیر چترهای سیاه ناامیدی و بی‌همتی بیرون آییم و به جوانه عشق که در دل‌هایمان روییدن آغازیده اجازه رشد دهیم که زندگی به ثمر نشستن همین شکوفه های عشق و حقیقت و دوستی است ...

واکنون بهانه بودن ساحل بیقراری است، بیقراری برای دوست که آن را در بیکرانه دریای عشق می‌جوید به امید رفتن و رسیدن

که رفتن خود رسیدن است ...

و باز هم در این همراهی مهر شما را خواستار است.



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٩ | ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.