بگو دعا نکنند
!

گفتی ما بچه‌هایمان را صدا می‌کنیم، شما بچه‌هایتان را صدا کنید.

ما زنهایمان را می‌آوریم، شما هم زنهایتان را بیاورید.

ما می‌آئیم، شما بیائید.

ما می‌ایستیم اینطرف، شما آنطرف.

ما می‌گوییم خدا، شما می‌گویید خدا.

ما می‌گوییم هر کی راسته، بماند.

شما‌می‌گویید هر که ناراسته، عذاب او را بگیرد.

یادت هست این حرفها را؟ خب اگر یادت هست پس کجایند؟ کجایند بچه‌هایتان؟

کجایند زنهایتان؟ شما همین قَدَر هستید؟ ملّتتان پنج نفره است؟ ما چشمهایمان عوضی می‌بیند یا راستی راستی پنج تائید؟

طرفِ ما را نگاه کن! تا چشم می‌بیند آدم ایستاده. هر چی نصرانی بوده آوردیم. فقط چندتا صف پیرمرد داریم، دیگر چه رسد به زن و بچه. حالا اقلاً بگو این مردمت بیایند جلوتر! بگو بیایند زیر آن درخت روبرویی تا همدیگر را ببینیم.

اسقف ما می‌گوید: تو را به روح عیسی مسیح، بگو آن دوتا بچه دست هایشان را بیاورند پایین. بگو آن خانم از زمین بلند شود. بگو آن بلند بالا که شانه به شانه‌ات ایستاده، نگاهش را از آسمان بگیرد.

اسقف ما می‌گوید: این‌هایی که من صورتهایشان را می‌بینم، اگر نفرین کنند، نسل ما از زمین برمی‌افتد.

می‌گوید: "بگو ما تسلیمیم".

«خدا خانه دارد» فاطمه شهیدی



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱٩ | ٢:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.