قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آن چه فرموده‌اند: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.... این سخنی است که پشت شیطان را می‌لرزاند و یاران را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می‌سازد.

....وتو ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه­ بشریت، پای به سیاره­ زمین نهاده‌ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه­ خون توست و انتظار می­‌کشد تا زنجیر خاک از پای اراده‌ات بگشایی و از خود و دلبستگی‌هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله­ سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی....

(شهید آوینی)

 

و در جواب بشر بن غالب کوفی که گفته بود: یا اباعبدالله، قلب­‌های کوفیان با توست و شمشیرهایشان علیه تو فرمود: "راست گفتی ای برادر بنی اسدی. خداوند هر آنچه بخواهد انجام می‌دهد و هر آن حکمی را بخواهد اراده می‌فرماید."

و ذات عرق را پشت سر گذاشت تا به منزلگاه ثعلبیه رسید...

و ناگهان آوای استرجاعش بر گوش دشت پیچید که انا لله و انا الیه راجعون و الحمد لله رب العالمین.

علی اکبر خود را به او رساند: پدرجان چه شده؟

- هاتفی ندا درداد که این قوم می‌روند و مرگ نیز آنان را همراهی می­‌کند و دانستم این خبر مرگ ماست که می­‌دهند.

و چشم بر لبان علی دوخت تا پاسخش را بداند:

- پدرجان آیا ما برحقیم؟

و نگاه پر مهرش را از علی برنداشت وقتی می‌گفت: "به خدا سوگند که ما بر حقیم"

- پدرجان پس ما را از مرگ چه باک؟

و لبخند از لبانش زینت گرفت و دعایش کرد، دعایی از سر شادمانی و غرور:

خداوند تو را جزای خیر دهد آنچنان که بهترین پدر برای فرزندش می­خواهد.

موضوعات مرتبط: با کاروان کربلا 



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٥ | ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.