از این سوی، آنک، سپاه فاجعه نزدیک میشود... اما از دیگر سوی، این سیاره‌ سرگردان حرّ است که در مدار کهکشانی اش با شمس وجود حسین اقتران می‌یابد و لاجرم، جاذبه‌ی عشق، او را به مدار یار می‌کشاند.

هر انسانی را لیلة القدری هست که در آن ناگزیر از انتخاب می‌شود و حر را نیز شب قدری این چنین پیش آمد...عمر بن سعد را نیز ... من و تو را هم پیش خواهد آمد.

و حال این حسین است، سر سلسله‌ی تشنگان که دشمن را سیراب می‌کند...

(شهید آوینی)

 و نظری به حال زار و عطش فراوانشان انداخت، و گفت تا سیرابشان کنند و خود با مشکی به میانشان رفت و تشنگانشان را سیراب کرد...

و سایه‌ی نگاهش را بر او، بر حر انداخت: با مایی یا برما؟

- بر شما

نامه‌ها را پیش رویشان انداخت که آیا شما نبودید که مرا دعوت کردید؟

و حر باز جواب داد: من ازنویسندگان این نامه‌ها نیستم و ما مأموریم که از شما جدا نشویم مگر شما را به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد برده باشیم....

پس موکب او به هر سوی می‌رفت به سوی دیگرش سوق می‌دادند تا دو منزل مانده تا وعده گاه عشق توقف کرد. نماز صبح را قامت بست و حر و لشکریانش پشت او صف بسته به نماز ایستادند که او فرزند دخت پیامبرشان بود و شایسته ترین نمازگزار!

و بار دیگر کشتی نجاتش را در بحر پرتلاطم غفلت و دنیادوستی شان به حرکت در آورد تا شاید یک نفر حتی نجات یابد:

"ای مردم! پیامبر خدا فرمود هر مسلمانى با سلطان زورگویى مواجه گردد که حرام خدا را حلال نموده و پیمان الهى را درهم می‌شکند و با سنت و قانون پیامبر از در مخالفت درآمده و در میان بندگان خدا راه گناه و معصیت و عدوان و دشمنى در پیش مى گیرد، ولى او در مقابل چنین سلطانى با عمل و یا با گفتار اظهار مخالفت ننماید، بر خداوند است که این فرد را به محل همان طغیانگر در آتش جهنم داخل کند."

موضوعات مرتبط: با کاروان کربلا 


"مردم! آگاه باشید اینان (بنى امیه) اطاعت خدا را ترک و پیروى از شیطان را بر خود فرض نموده‌اند؛ فساد را ترویج و حدود الهى را تعطیل نموده، فئ را (که مختص به خاندان پیامبر است) به خود اختصاص داده‌اند. حلال و حرام و اوامر و نواهى خداوند را تغییر داده‌اند و من به رهبرى جامعه مسلمانان از این مفسدین که دین جدم را تغییر داده‌اند شایسته ترم.

گذشته از این حقایق، مضمون دعوتنامه‌هایى که از شما به دست من رسیده و پیک‌هایى که از سوى شما به نزد من آمده‌اند این بود که شما با من بیعت کرده و پیمان بسته اید که مرا در مقابل دشمن تنها نگذارید و دست از یارى من برندارید اینک اگر بر این پیمان خود باقى و وفادار باشید به سعادت و ارزش انسانى خود دست یافته اید؛ زیرا من حسین فرزند دختر پیامبر و فرزند على هستم که وجود من با شما مسلمانان درهم آمیخته و فرزندان و خانواده شما به حکم فرزندان و خانواده خود من هستند (در میان من و مسلمانان جدایى نیست) که شما باید از من پیروى کنید و مرا الگوى خود قرار دهید.

و اگر با من پیمان شکنى نمودید و بر بیعت خود باقى نماندید به خدا سوگند این عمل شما نیز بى سابقه نیست و تازگى ندارد که با پدرم و برادرم و پسرعمویم مسلم نیز این چینن رفتار نمودید و با آنان از در غدر و پیمان شکنى درآمدید پس آن کس گول خورده است که به حرف شما اعتماد کند و به پیمان شما مطمئن شود. شما مردمانى هستید که در به دست آوردن نصیب اسلامى خود راه خطا پیموده و سهم خود را به رایگان از دست داده اید و هرکس پیمان شکنى کند به ضرر خودش تمام خواهد گردید و امید است خداوند مرا از شما بى نیاز سازد و السلام."



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٧ | ٤:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.