... آنروز دهر خجل شد و اگر صبر خیمه بر آفاق نزده بود، آسمان انشقاق می‌یافت و خورشید،چهره از شرم می‌پوشاند و سوز دل زمین،دریاها را می‌خشکاند و ... سال‌های دریغ فرا می‌رسید.

آن شوربختان خجل نشدند، اما آب و خاک و آتش و باد سخن امام را در لوح محفوظ باطن خویش به امانت گرفتند و ازآن پس، هر جا که آبی از چشمی فرو ریخت و خاک، سجاده نمازی شد... این سخن تکرار شد.

(شهید آوینی)

در مقابل خیل دشمن ایستاد تا همگان ببینند که او عمامه پیامبر را بر سر نهاده و ردای او را بر دوش دارد و قرآن به دست گرفته، طنین صدایش چون حیدر بود و نفوذ نگاهش چون فاطمه؛ خواست تا همه کلامش را بشنوند، شاید در آن انتهای جهل کسی خورشید هدایت را بشناسد و نجات یابد:

"...بندگان خدا! از خدا بترسید و از دنیا در حذر باشید که اگر بنا بود همه دنیا به یک نفر داده شود و یا یک فرد براى همیشه در دنیا بماند پیامبران براى بقاء سزاوارتر و جلب خشنودى آنان بهتر و چنین حکمى خوشایندتر بود ولی هیهات... "

سپس خود را برای آنان که او را خوب می شناختند معرفی کرد شاید غافلی به خود آید:

"ای مردم! بگویید من چه کسى هستم سپس به خود آیید و خویشتن را ملامت کنید و ببینید آیا قتل من و درهم شکستن حریم من براى شما جایز است؟ آیا من فرزند دختر پیامبر شما نیستم؟ آیا من فرزند وصى و پسرعموى پیامبر شما نیستم؟ مگر من فرزند کسى نیستم که پیش از همه مسلمانان به خدا ایمان آورد و پیش از همه رسالت پیامبر را تصدیق نمود؟ آیا حمزه سیدالشهداء عموى پدر من نیست؟ آیا جعفرطیار عموى من نیست؟ آیا شما سخن پیامبر را در حق من و برادرم نشنیده اید که فرمود: این دو، سروران جوانان بهشت هستند اگر مرا در گفتارم تصدیق بکنید... همین یک جمله مى تواند مانع شما گردد از ریختن خون من....

هرکس از من پیروى کند خوشبخت و سعادتمند است و هرکس عصیان و مخالفت ورزد از هلاک شدگان است و همه شما عصیان و سرکشى نموده و با دستور من مخالفت مى‌کنید که به گفتارم گوش فرا نمى‌دهید. آرى، در اثر هدایاى حرامى که به دست شما رسیده و در اثر غذاهاى حرام و لقمه هاى غیر مشروعى که شکم‌هاى شما از آن انباشته شده، خدا این چنین بر دل‌هاى شما مهر زده است.

موضوعات مرتبط: با کاروان کربلا 


اى مردم! ننگ و ذلت و حزن و حسرت بر شما باد که با اشتیاق فراوان ما را به یارى خود خواندید و آنگاه که به فریاد شما جواب مثبت داده و به سرعت به سوى شما شتافتیم، شمشیرهایى را که از خود ما بود علیه ما به کار گرفتید و آتش فتنه اى را که دشمن مشترک برافروخته بود، علیه ما شعله ور ساختید...

پیمان شکنی از صفات بارز شماست که رگ و ریشه شما بر آن استوارشده و تنه و شاخه شما آن را به ارث برده و دل‌هایتان با این عادت نکوهیده رشد نموده و سینه‌هایتان با آن مملو گردیده است. شما به آن میوه نامبارکى مى‌مانید که در گلوى باغبان رنجدیده‌اش گیر کند و در کام سارق ستمگرش شیرین و لذتبخش باشد ...

آگاه باشید که این فرومایه و فرزند فرومایه، مرا در بین دو راهى شمشیر و ذلت قرار داده است و هیهات که ما به زیر بار ذلت برویم؛ زیرا خدا و پیامبرش و مؤمنان از اینکه ما ذلت را بپذیریم ابا دارند و دامن‌هاى پاک مادران و مغزهاى باغیرت و نفوس با شرافت پدران، روا نمى دارند که اطاعت افراد لئیم و پست را بر قتلگاه کرام و نیک منشان مقدم بداریم. آگاه باشید که من با این گروه کم و با قلت یاران و پشت کردن کمک دهندگان، بر جهاد آماده‌ام...

اگر ما بر دشمن پیروز گردیم در گذشته هم پیروزمند بوده ایم و اگر شکست بخوریم باز هم شکست از آن ما و ترس از شؤون ما نیست ولى اینک حوادثى به ما رخ داده و سودى ظاهرا به دیگران رسیده است ...

آگاه باشید! به خدا سوگند
. پس از این جنگ به شما مهلت داده نمى‌شود که سوار بر مرکب مراد خویش گردید مگر همان اندازه که سوارکار بر اسب خویش سوار است تا اینکه آسیاب حوادث شما را بچرخاند و مانند محور و مدار سنگ آسیاب مضطربتان گرداند و این، عهد و پیمانى است که پدرم على (ع) از جدم رسول خدا (ص) بازگو نموده است؛ پس با همفکران خود دست به هم بدهید و تصمیم باطل خود را پس از آنکه امر بر شما روشن گردید، درباره من اجرا کنید و مهلتم ندهید، من بر خدا که پروردگار من و شما است توکل مى‌کنم که اختیار هر جنبنده اى در ید قدرت اوست و خداى من بر صراط مستقیم است."

و جماعت کور دل هیاهو کردند و خود را به حماقت زدند تا دو روزه دنیای خویش را آباد کنند حتی به قیمت ریختن خون فرزند رسولشان، وهیهات از اعتماد به دنیا که بارها بی وفاییش را در طول تاریخ فریاد زده و وای به حال آنان که دل به آن بسته‌اند....



تاريخ : ۱۳٩۱/٩/٤ | ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.