علی بن جعفر نشسته بود در مسجد پیغمبر. حدیث‌های امام کاظم (ع) را می‌نوشت.

ابو جعفر آمد.

علی بلند شد و دستهای امام را بوسید. امام فرمود: عمو بنشینید.

ـ چه طور بنشینم در حالی که شما ایستاده‌اید.

همه تعجب کردند.

گفتند: تو عموی پدرش هستی. چرا این طور با او رفتار می‌کنی؟

گفت:

وقتی خداوند این ریش سفید را لایق امامت نمی‌داند، اما او را به این مقام می‌رساند، انتظار دارید که منکر مقام او شوم؟ نه! من غلام او هستم و از حرف‌های شما به خدا پناه می‌برم.



تاريخ : ۱۳٩۱/٩/۱٠ | ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.