خواهرم! دلم برای علی کوچکم می‌تپد، کاش بیاوریش تا یک بار دیگر ببینمش و ... با این کوچکترین علقه هم وداع کنم.

......

 امام با صلابت و شکوهی بی‌نظیر، دست به زیر خون (حضرت) علی اصغر می‌برد، خون‌ها را در مشت می‌گیرد و به آسمان می‌پاشد. کلام امام انگار آرامشی آسمانی را بر زمین نازل می‌کند:

- نگاه خدا، چقدر تحمل این ماجرا را آسان می‌کند.

این دشمن است که درهم می‌شکند و این تویی که دوباره جان می‌گیری و این ملائکه‌اند که فوج فوج از آسمان فرود می‌آیند و بالهایشان را به تقدس این خون زینت می‌بخشند، آنچنان که وقتی نگاه می‌کنی یک قطره از خون را بر زمین، چکیده نمی‌بینی.

                        ( آفتاب در حجاب، سید مهدی شجاعی)

 

ره که پیران سر نبردندش به جهد

چون کند طی یک‌شبه طفلان مهد

این نگارین خون که دارد بوی طیب*

 تحفه‌ای سوی حبیب است از حبیب

     در ربایید این نگار پاک را      

پرده گلناری کنید افلاک را

 کآید اینک مهرپرور ماه ما  

 یک دم دیگر به مهمانگاه ما

     در ربایید این گهرهای ثمین**   

 که نیاید دانه‌ای زان بر زمین

بازداریدش نهان در گنج‌بار   

کز حبیب ماست ما را یادگار

قطره‌ای زین خون اگر ریزد به خاک 

  گردد عالمگیر طوفان هلاک

*طیب: بوی خوش، عطر

** ثمین: گران‌قیمت، پربها

 موضوعات مرتبط: عشق عریان، امام حسین (ع)



تاريخ : ۱۳۸٩/٩/٢٢ | ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.