عاشورا جنگ تمام توحید در مقابل تمام شرک :

شام را زینت بسته اند و مردم هلهله کنان جمع شده اند تا حماقت و نادانی خود را جشن بگیرند، عده ای سنگ می زنند و عده ای دشنام می دهند و عجب که در میان این خیل به اسم مسلمان و به دل کافر، تنها جوانی نصرانی، مسیحش را بالای نی می بیند و از خود بی خود شده در راه حسین جان برکف نهاده شهید می شود.

یزید این ثمرهٔ پلید خاندان ابوسفیان چه زود خود و پدران نابکارش را رسوا می کند؛آنگاه که در مقابل دیدگان ساکنان خانهٔ وحی، با دلی پراز بغض آل الله، کاری  می کند که جز از چون اویی برنمی آید،  و آنگاه نعره وحشیانه اش را سر می دهد که:

-... کجایند پدران و پیروان ما که در غزوهٔ بدر حاضر بودند و به دست اصحاب محمد کشته شدند،  حال بیایند و ببینند که چگونه تلافیش را با آل محمد کردم ...

اما به درستی که خدا چه نیکو جانشینانی برای سیدالشهدا برگزید تا در میان زنجیرها فریاد آزادگی سر دهند که:

 "ای پسر آزادشدگان! بدین جهت به خود می بالی که دنیایت آباد شده و کارتو بر مراد می رود؟

 آهسته باش، مگر سخن خدا را فراموش کرده ای که فرمود: گمان نکنند آنان که به راه کفر بازگشتند که این چند روز مهلتی که به آنان داده ایم مقدمهٔ سعادت آنان است... برای آنان عذابی خوار کننده در پیش است."

آری پلیدی چون یزید را کجا یارای برابری با آل رسول الله است، زینب(س) و امام العابدین(ع) چنان یزید را به حقارت می کشانند که او به ناچار از کرده پشیمان شده، تقصیرها را به گردن این و آن می اندازد. امام سجاد(ع) در مسجد خود و پدران نیکو کردارش را معرفی می کند و آنچه بر آنان گذشته را به گوش مردم بی خبر شام می رساند که خاندان رسالت را خارجی می پنداشتند  وباز بر رسوایی یزید می افزاید که:

 "ای یزید  این محمد (که نامش را موذن می برد) جد منست یا تو؟ که اکر بگویی جد توست دروغ گفته ای و اگر گویی جد منست چرا با اهل بیتش چنین کردی ؟..."

موضوعات مرتبط: با کاروان کربلا 



تاريخ : ۱۳۸٩/۱۱/٥ | ۱:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : ساحل | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.