رضوان به درش سائل، فردوس گدای او

حرم لبریز زائرها
مسافرها
مجاورها
گروهی آذری ها و گروهی از شمالی ها
یکی از پای قالی و یکی از بین شالی ها
و حالا هر کدام آرام
زبان واکرده در این ازدحام ، آرام :
" ببین این دست پینه بسته را آقا
ببین این شانه های خسته را آقا
به بیخوابی دو چشم خویش را مجبور کردم من
به زحمت پول مشهد آمدن را جور کردم من
نشستم تا بگیرم دامن ایوان طلایی را
به سمتت باز کردم دست خالی گدایی را"
یکی درد دلش را با امام مهربان می گفت
یکی بالای گلدسته اذان میگفت

صدا پیچید در صحن و حرم ، گویا در و دیوار با انصاریان میگفت :
" اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی..."

یکی بغض میان آه را میگفت
یکی هم خستگیِ راه را میگفت
جوان زائری در گریه هایش "آمدم ای شاه" را میگفت

خلاصه عده ای اینجا و خیلی ها ز راه دور ، دلگیر حرم هستند
همان هایی که جا ماندند و حالا پای تصویر حرم هستند...
السلام علیک یا غریب الغربا
یا علی بن موسی الرضا 'ع'

/ 5 نظر / 9 بازدید
سی سیب

سلام عیدبرشما مبارک.[گل]

سلام

‏*‏مبارک باد تولد حضرت شمس الشموس‏*‏ هربار درب منزلتان را زدیم شما را آنجا حاضر دیدیم برای عطا و عنایت؛ قربان مرامتان آقا...

رایحه

دست مرا گرفت ضریحش،دعا گرفت در کفشداری حرمش اشک پا گرفت زانو زدند معجزه ها در برابرش موسی عصا گرفت...مسیحا شفا گرفت باید که بی ریا به شه طوس سجده کرد ورنه بهشت را که شود با ریا گرفت اصلا نیاز نیست که آیی دم ضریح حاجات را توان دم باب الرضا گرفت

سحر

از در دیوار صحن و سرای امام رئوف مهربانی می باره.آقا قربان نگاه مهربانتان.

زهرا

چقدر حس این عکسو دوست دارم ممنون خدا که امام رضا رو داریم