کسی که راه میان بر می داند

الآن به هر چی شده و هر چی بشود عادت داریم.کلی رنج کشیدیم تا به این کشف رسیدیم بیخودی که نبوده. سر همین هم  نمی فهمیم چرا باید یکی بیاید و جهان را زیرو روکند. تازه ماجرا روتین شده. برای رنج های بشریت خودمان راه حل داریم. کانال را عوض می کنیم یا صدا را می بندیم و روی تصاویر صامت حرف های خودمان را می زنیم تا برنامه محبوبمان شروع بشود..

اما آدم بزرگهایی که فایده های او را می دانند می گویند واقعیت رفته غیبت کبری و این که ما بهش می گوئیم واقع، کابوسی بیش نیست. ما که سر در نمی آوریم ولی بخیل هم که نیستیم. خدا کند. خدا کند پا شویم و هر چه چشم بمالیم و بزنیم تو صورتمان این کابوس نباشد و او باشد. 

آن ها که می فهمند می گویند خیلی مهم است که نردبان، پله آخر دارد. ما که سردر نمی آوریم. خدا کند.

از وبلاگ بگذریم

/ 4 نظر / 8 بازدید
زهرا

عادت عادت... هر از گاهی وقتی منتظر امدن مهمانم، یا متنظر اماده شدن غذا وقتی خیلی گشته ام، یا منتظر رسیدن اتوبوس وقتی همه مسافرا مدام سرک می کشن یادم می افته انتظار چه حس کشنده ایه. پس چرا من کشته نمی شم؟ از غم نیامدن مولا چرا منیتم را نمی کشم؟ چرا منیتم قصد ترک کردن صندلی ریاست کل وجودم رو نداره؟ اون نمیره چرا من نمی ندازمش بیرون؟! امیدوارم انقدر این چرا ها تو ذهنم چرخ بخورن تا به زودی زود به عمل تبدیل شن خدا فرج عزیزترینت را برسان

مسکین

رب زدنی علما ... خدایا میشه یه ذره فهم بهم بدی .. اللهم عجل لولیک الفرج ...فقط .. بخاطر خودش .. ارامش خودش.. ..خودش ..خودش

قاسمی

سلام. خوب و خواندنی می نویسید و من چقدر این واژۀ " ساحل " را دوست دارم ، سال هاست اسیر امواج سهمگین و سرکش طوفانم ودر این پاییز عمر ، بعید می دانم شانس آن را داشته باشم که پا ی بر ماسه های نرمش بگذارم . التماس دعا